۱۳۹۲ آبان ۲۴, جمعه

انبیای دروغین




چطور می توان یک معلم کاذب/ نبی کاذب را تشخیص داد؟
  عیسی مسیح به ما هشدار داد که "مسیحان کاذب و انبیای کذبه" خواهند برخواست که حتی برگزیدگان خدا را فریب دهند (متی ۲۴: ۲۳-۲۷، ۲ پطرس۳: ۳ و یهودا ۱۷-۱۸). بهترین راه محافظت خود از معلم کاذب و تعالیم دروغین او دانستن حقیقت است. برای شناخت یک معلم تقلبی باید حقیقت را یاد گرفت. هر ایمانداری که کلام حقیقت را درست دریابد (۲ تیموتاووس ۲: ۱۵) و با دقت کتاب مقدس را مطالعه کند، می تواند تعالیم کاذب را تشخیص دهد. مثلا ایمانداری که کارهای پدر، پسر و روح القدس را در متی ۳: ۱۶-۱۷ خوانده باشد فورا هر تعلیمی را که تثلیث را قبول نداشته باشد رد می کند. بنابراین قدم اول مطالعة کتاب مقدس است و بعد مقایسة کردن آن تعالیم با آنچه کتاب مقدس می گوید. 
عیسی مسیح گفت "درخت را از میوة آن خواهیم شناخت" (متی ۱۲: ۳۳). وقتی دنبال میوه می گردیم، سه آزمایش مخصوص است که باید در مورد هر تعلیمی انجام داد تا بتوان صحت آن تعلیم را تعیین کرد:
۱)این معلم دربارة عیسی مسیح چه می گوید؟ در متی۱۶: ۱۵-۱۶، عیسی مسیح پرسید " مردم مرا که می دانند؟ پطرس جواب داد تو مسیح، پسر خدای حی هستی" و برای این جواب پطرس "برکت یافته" خوانده شد. در۲ یوحنا ۹، می خوانیم "هر که پیشوایی می کند و در تعلیم مسیح ثابت نیست خدا را نیافته است، اما آنکه در تعلیم مسیح ثابت ماند او هم پدر و پسر را دارد." بعبارتی، عیسی مسیح و کار نجات او بالاترین اهمیت را دارد و باید از هر کس که برابری مسیح با خدا را انکار می کند و قربانی شدن او را پایین می شمارد و یا انسان بودن عیسی را رد می کند بر حذر بود. اول یوحنا ۲: ۲۲ می گوید " درغگو کیست؟ جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند. آن دجال است که پدر و پسر را انکار می نماید."
۲) آیااین معلم انجیل را بشارت می دهد؟ انجیل یعنی خبر خوشی که براساس کتاب مقدس دربارة مرگ عیسی، دفن او، و قیامش است (1 قرنتیان ۱۵: ۱-۴). هر چند که حرفهای قشنگی وجود دارند که "خدا شما را دوست دارد"، "خدا می خواهد ما گرسنگان را غذا بدهیم"، و "خدا می خواهد شما ثروتمند باشید" اما اینها پیغام کامل انجیل نیستند. همانطور که پولس در غلاطیان ۱: ۷ هشدار می دهد، البته بعضی از مردم شما را گیج می کنند و سعی می کنند جلوی پخش انجیل عیسی مسیح را بگیرند. هیچکس، حتی واعظین عالی حق این را ندارند که پیغامی را که خدا به ما داده است عوض کنند. "اگر کسی انجیلی غیر از آنکه پذیرفتید بیاورد اناتیما باد." (غلاطیان ۱:۹).
۳) آیا این معلم شخصیتی را نشان می دهد که خداوند را جلال دهد؟ در مورد معلمین کاذب، یهودا ۱۱ می گوید "وای بر ایشان زیرا که براه قائن رفته اند و در گمراهی بلعام بجهه اجرت غرق شده اند و در مشاجرت قورح هلاک گشته اند." بعبارت دیگر، یک معلم دروغین می تواند با غرور (قائن نقشة خدا را رد کرد)، با طمع (بلعام برای پول نبوت کرد)، و با بی اطاعتی (قورح خود را بالاتر از موسی قرار داد) شناخته شود. عیسی گفت از چنین مردمی برحذر باشید و آنها را از میوه های ایشان می شناسیم (متی ۷: ۱۵-۲۰).
   برای مطالعة بیشتر، کتابهایی از کتاب مقدس را که بطور مخصوص دربارة مبارزه با تعالیم غلط در کلیساست بخوانید: غلاطیان، ۲ پطرس، ۱ یوحنا، ۲ یوحنا، و یهودا. اغلب مشکل است که یک معلم یا نبی دروغین را تشخیص دهیم. شیطان خود را بشکل فرشتة نور عرضه می کند (۲ قرنتیان ۱۱: ۱۴) و فقط با آشنایی دقیق با حقیقت می توان معلم و نبی کذبه را تشخیص داد.
منبع : کلیسای عمانوئیل

۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

طرز تفکر مسیح عیسی


آیا در اتحاد با مسیح دلگرم هستید ؟ آیا محبت ، محرک اصلی زندگی شماست ؟ آیا با روح القدس مصاحبت دارید ؟ و آیا احساس مهر و شفقت در بین شما وجود دارد ؟ 
 پس تقاضا می کنم خوشی مرا به کمال رسانید و با هم توافق فکری ، محبت دو جانبه و هدف مشترک داشته باشید. 
 هیچ عملی را از روی همچشمی و خود خواهی انجام ندهید ، بلکه با فروتنی ، دیگران را از خود بهتر بدانید. 
 به نفع دیگران فکر کنید و تنها در فکر خود نباشید. 
 طرز تفکر شما در بارۀ زندگی باید مانند طرز تفکر مسیح عیسی باشد: 
 اگر چه او از ازل دارای اولوهیت بود ولی این را غنیمت نشمرد که برابری با خدا را به هر قیمتی حفظ کند، 
 بلکه خود را از تمام مزایای آن محروم نموده بصورت یک غلام در آمد وشبیه انسان شد. 
 چون او به شکل انسان در میان ما ظاهر گشت ، خود را پست تر ساخت و از روی اطاعت حاضر شد مرگ ـ حتی مرگ بر روی صلیب ـ را بپذیرد. 
 از این جهت خدا او را بسیار سرافراز نمود و نامی را که مافوق جمیع نام ها است به او عطا فرمود. 
 تا این که همۀ موجودات در آسمان و روی زمین و زیر زمین با شنیدن نام عیسی به زانو در آیند .
 و همه برای جلال خدای پدر ، با زبان خود اعتراف کنند که عیسی مسیح ، خداوند است .
فیلیپیان فصل ۲(۱-۱۱)

آمین

۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

اینکه به اسم عیسی مسیح دعا کنیم یعنی چه؟




  جواب: دعا به اسم عیسی مسیح در انجیل یوحنا 14 : 13-14، گفته شده است "و هر چیزی را که به اسم من سوال کنید بجا خواهم آورد تا پدر در پسر جلال یابد. اگر چیزی به اسم من طلب کنید من آنرا بجا خواهم آورد." بعضی این آیه را اشتباه برداشت می کنند و فکر می کنند گفتن "به اسم عیسی مسیح" در آخر دعا باعث می شود که خدا همیشه هر چه از او بخواهیم به ما بدهد. در واقع با این فکر به "به اسم عیسی مسیح" بعنوان یک فرمول سحرآمیز نگاه می کنند. این برخلاف کلام خداست.
   دعا در نام عیسی مسیح یعنی دعا با اقتدار و درخواست از پدر که در مورد دعای ما عمل کند، چون ما به اسم پسرش عیسی مسیح آمده ایم. دعا به اسم عیسی مسیح همان معنی را می دهد که دعای بر طبق ارادة خدا، "و اینست آن دلیری که نزد وی داریم که هر چه بر حسب ارادة او سوال نماییم ما را می شنود. و اگر دانیم که هر چه سوال می کنیم ما را می شنود، پس می دانیم که آنچه از او در خواست کنیم می یابیم" (1 یوحنا 5 : 14-15). دعا در نام عیسی مسیح دعایی است که برای جلال نام او کرده می شود.
    گفتن "به نام عیسی مسیح" در آخر دعا یک فرمول سحر آمیز نیست. اگر آنچه ما می خواهیم برای جلال نام خدا و طبق ارادة او نباشد، گفتن "به نام عیسی مسیح" بی معنی است. آنچه مهم است دعای خالصانه ایست که به نام عیسی مسیح و برای جلال نام او باشد، نه اینکه لغات مخصوصی را در آخر دعا بگوییم. کلمات نیستند که که در دعا مهمند، بلکه مقصود پشت دعا. دعا برای چیزهایی که در اتحاد با ارادة خدا هستند اساس دعایی است که به نام عیسی مسیح کرده می شود.
منبع:کلیسای بین المللی عمانوئیل‏

۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

۱۰ فرمان چه بود؟

عکس

فرزند خواندگی




   ما به واسطه ایمان به مسیح، فرزند خواندگان خدا میشویم. این یکی از جنبههای نجات ما در مسیح میباشد.ما همگی در اصل بندگان گناه و شیطان میبودیم . ما عضو خانواده الهی نبودیم. خدا آفریننده همه انسانهاست اما پدر همه آنان نیست. او فقط پدر آنانی است که به عیسی ایمان میآورند. خدا فقط زمانی ما را به خانواده خود میپذیرد که عدالت مسیح را به واسطه ایمان قبول نماییم. 
فرزند خواندگان از شخصی که ایشان را به فرزندی پذیرفته است، ارث کامل میبرند. گرچه از لحاظ جسمانی فرزند طبیعی او نیستند، اما از نظر قانونی فرزند او به حساب میآیند و از همه امتیازات فرزندی برخوردار میگردند. ما نیز گرچه زمانی طبیعتی گناه آلود داشتیم، اما اکنون از طریق مسیح، از لحاظ روحانی، پسران و دختران خدا شدهایم و در آسمان، ارثی کامل دریافت خواهیم داشت (رومیان ۸: ۱۵-۱۷؛ غلاطیان ۴: ۳-۷؛ افسسیان ۱: ۴-۵ ). 
دریافت مقام فرزندی خدا یکی از بزرگترین امتیازات و برکات نجات ماست. فرزند خواندگی به این معنی است که طبیعت خدا از طریق روحالقدس وارد سرشت ما میگردد؛ به این معنی است که با خدا مشارکت و رفاقت نزدیکی داریم، همان رفاقت و صمیمیتی که کودک با پدر خود دارد؛ همچنین به این معنی است که زندگی ما باید شایسته مقام فرزند خدا باشد. فرزند خدا بودن امتیاز و شادی بزرگی است؛ در ضمن، مسئولیت بزرگی نیز هست.

۱۳۹۲ مهر ۲۱, یکشنبه

داوری


در کتاب مقدّس به سه نوع داوری متفاوت اشاره شده است. نخستین داوری مربوط به قضاوت انسانها بر علیه یکدیگر است. عیسی میگوید که ما نباید دیگران را مورد قضاوت و داوری قرار دهیم (متی ۷: ۱-۲). داوری انسان هرگز نمیتواند کاملا درست باشد، زیرا هیچ انسانی هرگز نمیتواند تمامی حقایق را درباره انسان دیگری بداند. فقط این خداوند است که همه چیز را درباره هر شخصی میداند. از اینرو فقط خداوند قادر به قضاوت حقیقی و منصفانه است. 
دومین نوع داوری که در کتاب مقدّس ذکر شده است مجازاتی است که خداوند بر بدکاران نازل میکند. این مجازات هم شامل ایمانداران و هم شامل غیر ایمانداران میشود (اول قرنتیان ۱۱: ۲۹-۳۴). هدف از این نوع داوری باز گرداندن گناهکاران بسوی خداوند و اصلاح و تطهیر زندگی انسان است. 
سومین نوع داوری که در کتاب مقدّس ذکر شده، داوری نهایی خداوند است که در پایان دنیا رخ خواهد داد. خداوند اقتدار داوری نهایی بر نوع بشر را به عیسی مسیح واگذار کرده است (یوحنا ۵: ۲۲). هر کسی باید در حضور تخت داوری مسیح بایستد (دوم قرنتیان ۵: ۱۰). داوری مسیح فارغ از هرگونه تبعیض و جانبداری خواهد بود. داوری وی در آن روز همانند قضاوت انسانها در این دنیا نیست؛ داوری نهایی کاملا منصفانه و عادلانه خواهد بود. آنانی که ایمان خود را در این دنیا بر مسیح قرار دادهاند نجات یافته و به آسمان خواهند رفت. اما آنانی که در این دنیا به مسیح ایمان نیاوردهاند محکوم شده و به جهنم خواهند رفت (یوحنا ۳: ۱۸، ۳۶). بعد از داوری نهایی دیگر هیچ امکانی برای تجدید نظر دوباره وجود نخواهد داشت. از اینرو شخص به منظور دریافت نجات باید در این دنیا به مسیح ایمان بیاورد؛ هیچ راه دیگری برای نجات وجود ندارد (یوحنا ۱۴: ۶؛ اعمال ۴: ۱۲).
منبع: فیس بوک کلیسای بین المللی عمانوئیل

۱۳۹۲ مهر ۱۳, شنبه

ایمان


     واژه ”ایمان“ در کتاب مقدّس به مفهوم ایمان به خداوند است؛ هر چند در عهد جدید به مفهوم ایمان به مسیح نیز میباشد. ایمان همچنین اعتقاد راسخ به درستی تعالیم مسیح و اعتقاد به این حقیقت است که ما توسط مرگ مسیح نجات یافتهایم. 
ایمان صرفا یک تفکر استوار و نیرومند نیست. این توکل کامل به خداوند است. این خود را وابسته به خدا دانستن است. برای مثال، فرض کنید ما به پلی میرسیم و شخصی به ما میگوید از روی پل عبور کنیم، ما به محکم بودن یا نبودن این پل مطمئن نیستیم ، اما اگر برای عبور از پل دچار ترس شویم، این نشان میدهد که ما فاقد ایمان به آن شخص هستیم. ایمان یعنی عبور نمودن از روی پل. 
     ما بواسطه ایمان نجات یافتهایم (افسسیان ۲: ۸). ما از طریق ایمان صاحب تمامی برکات روحانی شدهایم. لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است (عبرانیان ۱۱: ۶). و هر چه از ایمان نیست گناه است (رومیان ۱۴: ۲۳). 
ایمان ما بی نهایت برای خداوند مهم است. داشتن ایمان به مفهوم این است که ما تکیه خود را نه بر خودمان بلکه بر خداوند قرار دادهایم. ایمان ما از نظر خداوند به عنوان عدالت و پارسایی ما بشمار میآید (پیدایش ۱۵: ۶ ). خداوند بیشتر از اعمال نیکوی ما، از ما میخواهد تا فروتنانه به او وابسته باشیم. 
هر چند وقتی ما چنین ایمانی داشته باشیم طبیعتا اعمال نیکو نیز به دنبال آن خواهد آمد (افسسیان ۲: ۱۰). رؤیت اعمال نیکوی ما نشان از حقیقی بودن ایمان ما دارد. اگر ایمان ما سبب سوق دادن ما بسوی محبت و اطاعت از خداوند و انجام اعمال محبت آمیز نشود، آنوقت ایمان ما دروغین و باطل و یک ایمان مُرده است. یک چنین ”ایمانی“ سبب نجات ما نمیشود (متی ۷: ۲۱؛ غلاطیان ۵: ۶؛ یعقوب ۲: ۱۴-۱۷، ۲۳-۲۴).
منبع: فیس بوک کلیسای بین المللی عمانوئیل

۱۳۹۲ مهر ۲, سه‌شنبه

من فرزند خدا هستم


من میدانم که فرزند خدا هستم. من نجات یافته ام و در مسیح جای دارم. من بوسیله روح القدس مُهر شده ام. زندگی ابدی من قطعی است و هیچ چیز نمی تواند آن را عوض کند. خداوند هیچوقت مرا وا نگذاشته و رها نخواهد کرد. فرشته خدا گرداگرد مرا احاطه کرده است. هیچ چیز مگر به اراده پدر مهربان آسمانی من، نمی تواند مرا لمس بکند. همه چیز با هم برای خیریرت من در کار می باشد، زیرا من خدا را دوست دارم و بر طبق هدف و نقشه او در مسیح فرا خوانده شده ام. 
                                                                                                                                                  آمین

۱۳۹۲ مهر ۱, دوشنبه

چطور بدانم عطایای روحانی من چیست؟


    فرمول اسرار آمیزی برای تعیین کردن عطایای روحانی وجود ندارد. روح القدس عطایای روحانی را بطوریکه صلاح بداند به اشخاص می بخشد (1 قرنتیان 12 : 7-11). یک مشکل عمومی برای مسیحیان این وسوسه است که آنقدر در عطایای روحانی درگیر می شوند که فقط می خواهند خدا را در محدوده عطایی که فکر می کنند عطایشان است خدمت کنند. عطایای روحانی اینطور عمل نمی کنند. خدا ما را خوانده تا او را در همه چیز با اطاعت خدمت کنیم. او ما را برای هر کاری که بخواند با هر نوع عطایی که لازم باشد مجهز می کند تا آن کار را به انجام برسانیم.
تشخیص عطایای روحانی بطرق مختلف انجام می شود. پاسخنامه هایی که در دسترس هستند تا کمک به تشخیص عطایای روحانی کنند، می توانند کمک خوبی باشند، ولی نمی توان تنها بر آنها تکیه کرد. کسانی که ما را در حین خدمت خدا می بینند، معمولا می توانند عطای روحانی ما را بهتر از خودمان تشخیص بدهند. دعا هم در اینباره خیلی مهم است. تنها کسی که کاملا می داند ما به چه عطایی مجهز شده ایم کسی است که خودش آن عطا را به ما داده و او روح القدس است. ما می توانیم از خدا بخواهیم که به ما نشان بدهد چطور از عطایایمان برای جلال خدا استفاده کنیم.
بله، خدا بعضی را برای تعلیم می خواند و به آنها عطای تعلیم می دهد. خدا بعضی را برای خدمتگذاری می خواند و آنها را با عطای کمک کردن به دیگران برکت می دهد. بهر حال، اینکه بطور خاص بدانیم چه عطایی داریم ما را از خدمت در قسمتهای دیگر معاف نمی کند. آیا مفید است که بدانیم خدا چه عطایای روحانی به ما داده است؟ البته که مفید است. آیا اشتباه است که آنقدر روی عطایای روحانی تکیه کنیم که فرصت خدمت کردن به خدا را از دست بدهیم؟ بله، اگر ما به خدا تعهد داریم که از ما استفاده کند، او به ما کمک می کند تا با عطایای لازم مجهز شویم.
منبع: فیس بوک کشیش روبرت

چرا مسیح مصلوب شد و اهمیت مرگ و قیام مسیح در چیست؟


    مسیح برای گناهان ما مصلوب شد و برای برگردانیدن ما از گناهانمان قیام کرد (اعمال 3:26). اگر مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد، امروز هیچ کلیسایی وهیچ ایمانی و امیدی و نجاتی و اطمینانی به حیات جاودن وجود نمیداشت. ولی خدا را شکر که مسیح مصلوب شد و قیام کرد و حقانیت محبت خدا و مسیحیت و کتاب مقدس و وعده های خدا را ثابت کرد.
    متاسفانه با پیدایش الهیاتی های نو و غلط در مسیحیت (نظیر نو ارتودکسی و لیبرالیزم و عقاید غلط بولتمان) ، ما به عنوان یک مسیحی قبل از هر چیز باید بدانیم که واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح یک رویداد 100 % تاریخی است. رویدادی که هم انجیل ، هم نوشته های پدران کلیسا و هم منابع تاریخی غیر مذهبی آن را گزارش کرده اند. علاوه برموارد بالا ، تاثیر عظیم واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح در تاریخ و بر انسانها ، خود گواه از تاریخی بودن آن می کند.
در اناجیل ما می بینیم که یک سوم حجم اناجیل (حدود 30 باب از 89 باب) به هفته آخر زندگی مسیح مربوط می گردد و در متی 26- 28 ، مرقس 14-16 ، لوقا 22-24 ، یوحنا 18-22 و حجم عظیمی از موعظه های کتاب اعمال رسولان و تعالیم رسالات بر زیر بنای واقعه مصلوب شدن و قیام خداوندمان عیسی مسیح بنا شده است. پس این موضوع فوق العاده مهم است و هسته مرکزی کل کتاب مقدس می باشد.
پدران اولیه کلیسا نیز مصلوب شدن و قیام عیسی را بدیهی می دانستند و نه تنها به آنها بارها اشاره کردند بلکه اساس ایمان آنها بود و هرگز بحثی در بین آنها در مورد واقعیت تاریخی این رویداد نبوده است .
در منابع غیر مذهبی نیز یوسفوس در کتاب انتیکیتیز ، تاسیوس مورخ رومی قرن دوم میلادی ، گزارش پلینی جوان به تراژان و لوسیان ، طنز نویس قرن دوم، با وجود مسیحی نبودنشان و حتی مخالفت با آن به واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح اشاره کرده اند. 
وجود صلیب مسیح ، کفن مسیح ، قبر خالی ، تعویض روز شنبه به یکشنبه و ... نیز همه و همه واقعه مصلوب شدن و قیام مسیح را اثبات می کنند.
بخش اصلی:
A) دلایل و اهمیت مصلوب شدن مسیح:
1-آمرزش گناهان و نجات:
بی شک مهمترین دلیل آمدن مسیح و مصلوب شدنش نجات انسانها از گناهانشان بوده است. اشعیای نبی چنین می گوید:"به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید" (اشعیا 53:5) و کلام خدا در کولسیان 2:14 چنین می گوید " آن سند قرضها را که به ‌موجب قوانین برضد ما نوشته شده و علیه ما قد علم کرده بود، باطل کرد و بر صلیب میخکوبش کرده، از میان برداشت. و ریاستها و قدرتها را خلع سلاح کرده، در نظر همگان رسوا ساخت و به ‌وسیلۀ صلیب بر آنها پیروز شد." و یوحنا در رساله اش می نویسد: " خون پسر او عیسی ما را از هر گناه پاک می‌سازد.... اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را می‌آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می‌سازد... فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی کرد، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. او خودْ کفّارۀ گناهان ما است، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامی جهان نیز." (اول یوحنا 1:7.9و2:1.2)خدا را شکر برای نجات عظیمش. خون مسیح همه گناهان ما را اعم از گناه اولیه و تمام گناهان گذشته مان را پاک می کند و ما را از عذاب وجدان و محکومیت و لعنت آزاد ساخته ، نجات می بخشد.این خوش ترین پیغام برای دنیا است و همان خبر خوش انجیل است که همه می توانند از گناه آزاد شده و فرزند خدا گردند. مرگ مسیح قدرت گناه را در هم شکست. مسیح برای ما مرد تا ما برای او زندگی کنیم.
2- شفای درون:
" خدای آرامش، خودْ شما را به‌تمامی تقدیس کند و روح و جان و تن شما تا آمدن خداوندمان عیسی مسیح، بی‌عیب محفوظ بماند. او که شما را فرامی‌خواند، امین است و این را خواهد کرد." (اول تسالونیکیان 23:5و24) مسیح را روی صلیب عریان کردند ، همه شاگردانش بجز یوحنا او را تنها گذاشتند ، بر صورتش تف کردند ، او را مسخره کردند ، او را آدم حساب نکردند و" تأدیب‌ سلامتی‌ ما بر وی‌ آمد" ، صورت او بخاطر تاج خار و خون و عرق و خستگی و تشنگی " نه‌ صورتی‌ و نه‌ جمالی‌ " داشت . پوست او بوسیله شلاقهای که از استخوان حیوانات بود مثل گوسفندی که پشمش را می برند، کنده شد.او در جتسمانی بخاطر گناهان تمام مردم دنیا در تمام اعصار از غم رو به موت بود ، او تحقیر شد و او همه اینها را تحمل کرد تا امروز ما را شفای کامل درون ببخشد و ما را از تمام احساسات صدمه دیده ، از همه تحقیر شدنها ، از همه آسیب های گذشته و از همه ترسها و غم ها و افسردگی ها و خاطرت بد و هر آنچه بر ما تاثیر بد گذاشته و به ما ضربه زده است، کاملا آزاد سازد و من در نام عیسی مسیح خداوند دعا می کنم که درون شما کاملا شفا یابد تا مسیحیان سالم از نظر روان باشیم.
3- شفای بدن:
" از زخمهای‌ او ما شفا یافتیم‌. " خدای کتاب مقدس و خدای مسیحیت برای جسم و بدن ما نیز اهمیت قائل است. خدا در عهد عتیق بیماران را شفا می داد. با آمدن عیسی مسیح شفای الهی بسیار گسترده در اختیار مردم قرار گرفت . رسولان در نام مسیح بیماران را شفا می دادند و تمام کلیساهای دنیا در طول تاریخ ایمان داشته اند که خدا بیماران را می تواند و می خواهد شفا دهد و ملیونها شهادت در این مورد وجود دارد. امروز هم خدا همان خداست و یکی از برکاتی که زخمهای مسیح و از دستها سوراخ شده او نصیب ما می گردد ، شفای الهی است. ما با ایمان به خون مسیح می توانیم برای خود و دیگران شفای الهی را بطلبیم. امروز هم یهوه شفادهنده ماست.
4- ریزش روح القدس:
مسیح گفت:"«هر‌که تشنه است، نزد من آید و بنوشد. هر‌که به من ایمان آوَرَد، همانگونه که کتاب می‌گوید، از بطن او نهرهای آب زنده روان خواهد شد.» این سخن را دربارۀ روح گفت، که آنان که به او ایمان بیاورند، آن را خواهند یافت؛ زیرا روح هنوز عطا نشده بود، از آن‌رو که عیسی هنوز جلال نیافته بود." (یوحنا38:7و39) جلال یافتن اشاره به مصلوب شدن و قیام او دارد و امروز نهر روح القدس همان نهری که در حزقیال 47 می بینیم و همان نهری که پر از آب است (مزمور 65:9 ) از درون ما روان است تا باعث تازگی و حیات ما و اطرافیانمان گردد. اگر مسیح مصلوب نمی شد و قیام نمی کرد نه پنطیکاستی وجود داشت و نه پری روح القدسی. لیکن پدر را شکر که پسرش عیسی مسیح را فرستاد تا با مرگ خودش روی صلیب ، ضمن صلح با ما، برکت ابراهیم را در مسیح عیسی که همانا روح القدس است بوسیله ایمان دریافت کنیم (غلاطیان 3:14) . روح القدس به ما قوت ، تقدس ، محبت ، شجاعت ، حیات ، حکمت ، عطایا ، نحوه درست دعا کردن و آزادی و خیلی چیزهای دیگر را می دهد. روح خدا امروز می خواهد ما را از هر اسارت ، هر گناه ، هر لعنت ، هر بی ثمری و شکستی ، هر طلسم و جادویی ، هر ترس و عذاب و صدمه عاطفی و روانی به قوت نام و خون عیسی مسیح خداوند آزادی و نجات کامل ببخشد.
5-غلبه بر شیطان، مرگ، قدرت گناه و جهنم:
کلام خدا درباره اقتدار و پیروزی ما بر شریر می گوید: " شما را اقتدار می‌بخشم که ماران و عقربها و تمامی قدرت دشمن را پایمال کنید، و هیچ‌چیز به شما آسیب نخواهد رسانید " (لوقا 10:19) در رساله اول یوحنا چنین می گوید: " ای جوانان، به شما نوشتم، زیرا توانایید و کلام خدا در شما ساکن است، و بر آن شَرور غلبه یافته‌اید." (اول یوحنا 2:14) و همچنین " ای فرزندان، از خدا هستید و بر آنها غلبه یافته‌اید، زیرا آن که در شماست (یعنی روح القدس) بزرگتر است از آن که در دنیاست. (روح ضد مسیح)" (اول یوحنا 4:4) و در مکاشفه 12:11 می خوانیم " آنان با خون بره و با کلام شهادت خود بر او (شیطان) پیروز شده‌اند. " پس می بینیم که پیروزی بر ارواح شریر و شیطان به قوت خون مسیح و کار نجات بخش مسیح میسر و قطعی است. به گفته جان بنیان شیری که در کنار راه است نه پنجه تیزی دارد و نه دندان تیزی ، زیرا مسیح همه آنها را در جلجتا کشیده است .مسیح سر شیطان را کوبیده است .(پیدایش 3:15) پاهای میخکوب شده عیسی ، سر شیطان را کوبید. هللویا. با مرگ مسیح قوت مرگ در هم شکسته شده است چون کلیدهای مرگ و حیات در دست عیسی مسیح است (مکاشفه 1:18) و بعد از این مرگ برای مسیحی نفع است (فیلیپیان 1:21) چون مرگ برای کسانی که تولد تازه دارند به معنای بودن با خداوند و منجیشان عیسی مسیح تا ابد و الاباد است. با مرگ مسیح دیگر مردم مجبور نیستند بخاطر گناهانشان به جهنم بروند بلکه می توانند با ایمان به مسیح و توبه از گناهانشان حیات جاودان را رایگان بدست آورند. خدا را برای فیض عظیمش شکر.
6-زندگی پیروزمندانه:
مسیح بر روی صلیب فقیر شد تا ما از فقر او دولتمند گردیم. (دوم قرنتیان 8:9) این دولتمندی ربطی به مادیات ندارد (چنانکه بعضی از ایمانداران تعلیم می دهند) بلکه زندگی پر برکت روحانی و کتاب مقدسی برای جلال خدا می باشد. بوسیله کار مسیح زندگی ما همواره در مسیح پیروزمندانه باید باشد و ما باید رایحه خوش بوی مسیح (دوم قرنتیان 14:2و15) ، رساله خواندنی او (دوم قرنتیان 3:3) و نور و نمک دنیا (متی13:5و14) باشیم . یکبار در یک جلسه دعا کسی اینگونه دعا می کرد "بخاطر کار مسیح ما محکوم به پیروزی هستیم" . هللویا. ما نه فقط شکست خورده و بدبخت نیستیم بلکه سعادتنمد و محکوم به پیروزی هستیم ، اگر در اطاعت از خدا بمانیم. دعای ما و کلام ما قادر به انجام اراده خداست . چون ما دهان خداوند می شویم (ارمیا 19:15) و چون دعا می کنیم خدا می گوید "اینک حاضرم" (اشعیا 58:9) زندگی پیروزمندانه یعنی زندگی موثر و پر ثمر (یوحنا 15:8)، یعنی به شباهت مسیح در آمدن (افسسیان 4:13 و غلاطیان 4:19) ، یعنی داشتن زندگی مقدس و پخش محبت مسیح به همه مردم محتاج محبت در دنیا.
مرگ مسیح ثمرات بسیار زیاد دیگری هم دارد که می توانید به کتاب 50 دلیل برای مرگ مسیح و کتبی مشابه مراجعه کنید و با تفکر و دعا بخوانیم. باشد که همه ما با تعمق بیشتر در مورد صلیب در محبت خدا ریشه کرده و عرض و طول و عمق و بلندی محبت عظیم خدا را که در صلیب نشان داد بفهمیم .(افسسیان 3:18) و شراکت در رنجهای او را بشناسیم. (فیلیپیان 3:9)
B) دلایل و اهمیت قیام مسیح:

قیام مسیح از مردگان بزرگترین رویداد تاریخ بشر و بهترین خبر خوش برای همه انسانها است. قیام مسیح از مردگان اساس مسیحیت است و ما نه فقط باید به آن ایمان داشته باشیم بلکه باید قوت قیام او را بچشیم (فیلیپیان 3:10) همانگونه که باید خود خدا را بچشیم (مزمور 34:8)                       

قیام مسیح چنان واضح است که حتی با قوانین این دنیا (تاریخ ، باستانشناسی و ...) نیز براحتی قابل اثبات است. تمام کسانی که در این مورد شک دارند می توانند سری به قبر خالی مسیح بزنند و بدانند که "او اینجا نیست بلکه برخاسته است" (لوقا 24:6)

1-قیامت مسیح باعث متمایز و منحصر بفرد بودن مسیحیت نسبت به تمام ادیان و فلاسفه می گردد.
این دنیای که ما در آن زندگی می کنیم شاهد سخنوران عالی ، واعظان قوی ، مردانی مشهور و تاثیر گذار ، و حتی معجزه گرانی بوده است ولی همه آنها بدون استثناء مردند یا می میرند . تمام بنیانگذاران ادیان و فلاسفه مردند. اما مسیح بر مرگ پیروز شد. هللویا. او با قیامش از مردگان نشان داد که کلام او تنها کلام نیست بلکه حیات است و معجزات او محدود به زمانی نیست که بر روی زمین بود. او چون امروز هم زنده است. امروز هم معجزات عظیمی می کند که مهمترینش همان بخشیدن تولد و زندگی تازه به انسانهاست.
دنیا شاهد راهنماهای زیادی بوده است و هست ولی عیسی مسیح به عنوان تنها راهنمای همیشه زنده ، تنها راه (یوحنا 14:6) و تنها نام و وسیله (اعمال 4:12) برای نجات است. قیام مسیح ثابت کننده ادعای مسیحیان در مورد برتری مسیحیت نسبت به همه ادیان دیگر است.
2-غلبه برمرگ و اطمینان از قیامت مردگان:
هر روزه در دنیا حدود 200 هزار انسان می میرد و ملیونها انسان عزادار هر روز منتظر یک تسلی واقعی است. تمامی 7 ملیارد جمیعتی که الان روی زمین هستند 100 سال بعد می میرند . واعظ ، دزد ، تحصیلکرده ، بی سواد ، جوان ، پیر ، زیبا و زشت و هر کسی با هر شغلی و هر نوع نحوه زندگی یک روز می میرد.ما نمی دانیم کجا ، کی و چطور می میریم ، ولی همه ما می دانیم که روزی می میریم. قیام مسیح بزرگترین و واقعی ترین امید برای انسانها است. دنیا و دشمنان مسیح فکر می کردند که با کشتن مسیح می توانند جلوی کار مسیح را بگیرند ، و وقتی مسیح از روی صلیب فریاد زد "تمام شد" و وقتی آن سنگ بزرگ را جلوی قبر او گذاشتند ، آنها هرگز فکر نمی کردند که مسیح بر مرگ پیروز گردد. سنگ بزرگ غلطانیده شد تا دنیا ببیند و ایمان آورد که مسیح با مرگ خود صاحب قدرت مرگ یعنی شیطان را به زیر کشید و آنانی را که در ترس از مرگ زندگی می کنند آزاد کرد. (عبرانیان 2:14.15) قبر مهر و موم شده نمی توانست جلوی مسیح خداوند و قیام کرده را بگیرد. اگر ما هم می خواهیم اطمینان داشته باشیم که بعد از مرگ زنده خواهیم شد باید به تنها کسی که این راه را رفته است (یهنی مرده و زنده شده است- یعنی مسیح خداوند) ، ایمان آوریم . این ایمان باعث شده که تا امروز 43 ملیون نفر برای مسیح شهید گردند و ملیونها نفر زندگی خود را برای خدمت به او تقدیم کرده اند.
3-تنها شخص زنده می تواند راهنمای ما باشد و ما را عوض کند.
مسیح اشکهای مریم مجدلیه را با قیامش به شادی تبدیل کرد .مسیح یکبار با آزاد کردن مریم از 7 روح ناپاک او را نجات بخشیده بود و حال که مسیح مرده بود، مریم بینهایت خود را تنها و ناامید می دید ولی مسیح قیام کرده به مریم گفت "چرا گریه می کنی؟" . قیام مسیح اشکهای ما را به شادی تبدیل می کند. قیام مسیح فرصتی دوباره به پطرس بخشید که 3 بار انکار کردن مسیح را جبران کند. چون مسیح زنده است ما هم فرصت داریم تا گذشته تاریک و سیاهمان را با توبه و ایمان به خدای انجیل تغییر دهیم . شاگردان ترسو و ناامید از جتسمانی (محل دستگیر شدن مسیح) فرار کردند و بجز یوحنا ، هیچ کدام در موقع مصلوب شدن خداوندشان نبودند ، آنها حتی بعد از شنیدن خبر قیام پشت درهای بسته و قفل شده جمع می شدند. ولی قیام مسیح آنها را به شاهدانی زنده و شجاع و پر از روح القدس تبدیل کرد که نه فقط با زبانشان بلکه با زندگی و معجزاتشان مسیح را بشارت دادند. مرگ آنها به قول ترتولیان (از پدران کلیسا) بذر کلیسا شد. قیام مسیح آنچنان زندگی مسیحیان اولیه را دگرگون کرد که آنها با شادی از مرگ استقبال می کردند. مثلا ایگناسیوس اسقف قرن اول که از کلیسایش می خواست مانع شهادت او نشوند و برای آنان شهید شدن در راه مسیح آرزوی بزرگ بود. مسیح زنده می تواند زندگی هر کسی را نجات بخشد و تغییر دهد ، اگر ما فرمان زندگیمان را به دستهای او بسپاریم.
4-حضور او امروز در بین ما:
مسیح گفت "هر گاه دو یا چند نفر بخاطر اسم من جمع شوند ، آنجا در میان ایشان حاضرم" (متی 18:20) و این تحقق نمی یافت مگر بوسیله قیام مسیح. حضور مسیح بین ما یک امر عادی نیست و نباید تبدیل به یک امر عادی گردد. او بین ماست تا ما را عوض کند . او که خدای تغییر ناپذیر است یکی از مهمترین کارهایش این است که ما را تغییر دهد و به شباهت خود بسازد.او در هر بار حضورش با ما کاری دارد. او بین ماست تا در درون ما ، برای ما و بوسیله ما کار کند . او زنده است تا ما را ملاقات تاره کند. ما را پر از روح القدس سازد . غم ما را به شادی و ضعف ما را به قوت و اسارت ما در گناه را با تقدس و زندگی پیروزمندانه تغییر دهد.
حال که مسیح قیام کرده می گوید"تمامی قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است " پس ما می توانیم با اطمینان به چنین خدای زندگی خداپسندانه مسیحی و خدمت پر ثمری داشته باشیم.
نتیجه:
خدا را شکر برای این خدای بی نظیری که ما داریم . ما هر چقدر بیشتر مفهوم مرگ و قیام مسیح را بفهمیم بیشتر در زندگی روحانیمان رشد می کنیم . امروز در مورد حقایقی از کتاب مقدس صحبت کردیم ولی حال می خواهیم دعا کنیم تا این خصوصیات و ثمرات مرگ و قیام مسیح در زندگی ما مشهود گردد . می خواهیم دعا کنیم که خدای زنده امروز کار عظیمی بین ما بکند . قلبهای خود را به حضور او بریزیم و اجازه دهیم امروز خدای که با خونش ما را خرید (اعمال 20:28) و برای شفاعت ما زنده است(عبرانیان 14:4-16) در ما کار عمیقی بکند . دعا کنیم.
منبع:فیس بوک کشیش روبرت